پرش به محتوا

در قیاس تیان‌آن‌من و دِی‌

مهر ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)زمان مطالعه: ۴ دقیقه
در قیاس تیان‌آن‌من و دِی‌

فریدون: دکتر ناصر کرمی - اقلیم‌شناس و نویسنده - در این یادداشت با اشاره به کشتار تیان‌آن‌من و قتل‌عام دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، نشان می‌دهد چرا تلاش برای قیاس بین این دو، هم از منظر مقیاس کشتار و هم از حیث شرایط تاریخی، اقتصادی و ژئوپلیتیک، اساسا بی‌اعتبار است.

ابتدا: سال ۱۹۸۹ جمعیت چین ۱.۱ میلیارد نفر بوده. آمار کشتگان تیان‌آن‌من را دولت چین بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر، عفو بین‌الملل از چند صد تا حدود هزار نفر و گزارش‌های دولت آمریکا تا حدود ۲۶۰۰ نفر اعلام کرده‌اند. همین رقم ۲۶۰۰ نفر را که در اسناد دیپلماتیک آمریکا آمده، مبنای این قیاس قرار می‌دهیم.

بعد: جمعیت ایران الان حدود ۹۰ میلیون نفر است. شمار جان‌باختگان خیزش دی را خود رژیم ۳۱۱۷ نفر اعلام کرده است. مخالفان رژیم بعضا تا ۸۰ هزار نفر را مطرح کرده‌اند و برآوردهای دیگری از چند ده هزار کشته سخن گفته‌اند. مجله تایم نیز بر اساس منابعی در وزارت بهداشت ایران، از احتمال بیش از ۳۰ هزار کشته فقط در ۱۸ و ۱۹ دی خبر داده است. رئیس‌جمهور آمریکا دستکم دو بار در این‌باره به آمار ۴۲ هزار کشته اشاره کرده است. برآوردهای مقدماتی مبتنی بر جغرافیای کشتار نیز این احتمال را مطرح می‌کنند که شمار واقعی قربانیان کمتر از ۵۰ هزار نفر نباشد. البته هنوز درباره شمار نهایی قربانیان اجماع مستندی وجود ندارد.

دیگر: اخیرا شماری از بقایای مقامات جمهوری اسلامی مکرر مدل چین را وسط می‌کشند و آن مدل را به‌عنوان راهی برای مصالحه با غرب و نجات رژیم مطرح می‌کنند. گمان من این است که با برقراری این‌همانی مابین قتل‌عام دی و کشتار تیان‌آن‌من می‌خواهند بگویند همچنان‌که چین به‌رغم آن کشتار توانست مسیر اصلاحات اقتصادی و ادغام در اقتصاد جهانی را ادامه دهد و غرب هم سرانجام آغوشش را به روی چین باز کرد، پس ما هم همان راه را طی کنیم. از قیاسش خنده آمد خلق را! تفاوت جغرافیای تاریخی این دو قتل‌عام به کنار، مضحکه اصلی علاجگران رژیم اسلامی این است که بین دو رخداد که به‌واقع از جهت مقیاس هیچ شباهتی ندارند، می‌خواهند تناسب برقرار کنند.

گزاره: برگردیم به آمارها و نسبت‌های جمعیتی پیش‌گفته. درباره کشتار تیان‌آن‌من همان رقم بالای گزارش‌های آمریکایی، یعنی ۲۶۰۰ نفر، و برای قتل‌عام دی رقم ۴۲ هزار نفر را که به نظر یک متوسط رو به پایین است، در نظر می‌گیریم و ضرب می‌کنیم در تفاوت جمعیتی دو کشور. می‌رسیم به اینکه اگر حکومت چین در تیان‌آن‌من بیش از ۵۰۰ هزار نفر را کشته بود، از جهت نسبت جمعیتی قابل‌قیاس بود با کشتار دی! بله، بیش از ۵۰۰ هزار نفر. به‌طور دقیق‌تر تاکید می‌شود: ۵۱۳۰۰۰ نفر. اگر حکومت چین بیش از نیم میلیون نفر را کشته بود، غرب به همین راحتی با آن کنار می‌آمد؟ خیلی بعید است.

تازه این فقط قیاس نسبت‌های جمعیتی است. تیان‌آن‌من کشتاری عمدتا متمرکز در پکن بود، اما دی قتل‌عامی سراسری در شهرهای متعدد ایران بود که بخش بزرگی از آن فقط در دو شب رخ داد. تفاوت فقط در شمار قربانیان نیست؛ در جغرافیای کشتار، تمرکز زمانی و ابعاد سازمان‌دهی سرکوب نیز هست.

مضاف بر آنکه تیان‌آن‌من در هنگامه فروپاشی کمونیسم رخ داد و غرب خود به دنبال راهی بود برای حفظ مناسبات با چین و گسترش پیوندهای اقتصادی با آن کشور. چین نیز از ۱۱ سال پیش از تیان‌آن‌من اصلاحات اقتصادی را آغاز کرده بود و با بازار عظیم و ظرفیت تولیدی خود برای اقتصاد جهانی جاذبه داشت. اما کشتار دی در اوج بحران مشروعیت جمهوری اسلامی و پس از دهه‌ها جنگ‌افروزی و افراط‌گری اسلامی در منطقه رخ داده است؛ در شرایطی که بخش مهمی از غرب، جمهوری اسلامی را کانون اصلی بی‌ثباتی منطقه می‌داند. چین چیزی برای عرضه به جهان داشت که جمهوری اسلامی ندارد. مضحک است که بقایای رژیم گمان می‌کنند می‌توانند بدون آن مزیت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک، همان مسیر را طی کنند.

سرانجام: دی، نقطه غیرقابل‌بازگشت در تاریخ ایران است. چین حتی پیش از تیان‌آن‌من هم برای بقا و ورود به اقتصاد جهانی ناگزیر شده بود از بسیاری از مبانی اقتصادی مائوئیسم فاصله بگیرد. جمهوری اسلامی اما گمان می‌کند می‌تواند با حفظ مبانی ایدئولوژیک و ساختار سرکوب خود، سرنوشت چین را تکرار کند. رژیمی که مرتکب جنایتی شده که نسبت قربانیانش به جمعیت، با فرض آمارهای پیش‌گفته، نزدیک به ۲۰۰ برابر تیان‌آن‌من است، فقط می‌تواند به گریزگاهی در دورترین جنگل‌های یخ‌زده سیبری فکر کند. همان هم به این شرط که بخت یارشان باشد و فرصت فرار پیدا کنند.

بیشتر از درنگ روز

آرشیو ←