پرش به محتوا

پیوند مشترک مردم ایران و اسرائیل: نمونه‌ی استرالیا*

اردیبهشت ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)زمان مطالعه: ۵ دقیقهنسخه‌ی آرشیوی ↗
پیوند مشترک مردم ایران و اسرائیل: نمونه‌ی استرالیا*

فریدون: دکتر هیلل نومن، سفیر کنونی اسرائیل در استرالیا، پیش‌تر نیز به‌عنوان سفیر اسرائیل در ازبکستان و تاجیکستان فعالیت داشته است. او سابقه‌ی تدریس تاریخ در دانشگاه بار-ایلان و دانشگاه بوستون را در کارنامه‌ی خود دارد. وی همچنین از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ به‌عنوان سرکنسول اسرائیل در منطقه جنوب‌غربی اقیانوس آرام، با استقرار در لس‌آنجلس، فعالیت کرده و نمایندگی اسرائیل را در هفت ایالت ایالات متحده بر عهده داشته است. دکتر رضا عرب نیز از مدرسین دانشگاه کوئینزلند در استرالیا و از مشاوران سیاسی «پروژه شکوفایی ایران» است. او همچنین به‌عنوان یکی از چهره‌های جامعه‌ی ایرانی در استرالیا، عضو کمیته‌ی مرکزی حزب «ایران نوین» نیز به شمار می‌رود. این دو در این یادداشت، که نسخه‌ی فارسی آن در «فریدون» منتشر می‌شود، به بررسی روابط کنونی میان جامعه‌ی ایرانی و جامعه‌ی یهودی در استرالیا می‌پردازند و در پی تبیین چرایی شکل‌گیری این رابطه‌ی دوستانه هستند.

بسیاری از ناظران، چه در استرالیا و چه در دیگر کشورها، اسرائیل و ایران را درگیر یک منازعه‌ی ناگزیر می‌دانند. اما چنین نگاهی به این دو کشور از واقعیتی پیچیده‌تر غافل است. پیچیدگی‌ای که خود را در قبال پرسش‌هایی این چنین می‌نمایاند؛ چرا ایرانیان در مقابل سفارت اسرائیل در کانبرا و در حمایت از اسرائیل تجمع برگزار می‌کنند؟ از این منظر، آن شکافی که هویدا می‌شود نه میان مردم یا کشورهای ایران و اسرائیل، بلکه میان هر دوی این جوامع در تقابل با رژیم جمهوری اسلامی است.

برای اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها چه در طول تاریخ و چه در سال‌های اخیر، روایتِ معنابخش به روابط‌ دوطرفه، نه دشمنی ذاتی، بلکه تجربه‌ی مشترک، درک متقابل و همکاری بوده است. این پیوند یک پدیده‌ی تازه نیست. ریشه‌های آن به گذشته بازمی‌گردد و امروز در قالبِ همگامی در مبارزه با رژیمی که هر دو ملت را تهدید می‌کند، بار دیگر جلوه یافته است.

یکی از راه‌های فهم این رابطه، توجه به بنیان‌های عمیق تاریخی آن است. پیوندهای میان مردم ایران و مردم یهودی به دوران باستان باز می‌گردد. کوروش بزرگ، بنیان‌گذار امپراتوری هخامنشی، در تاریخ یهود به‌عنوان چهره‌ی رهایی‌بخشی شناخته می‌شود که به یهودیان اجازه داد به سرزمین خود بازگردند و معبد اورشلیم را بازسازی کنند. حتی در کتاب اشعیا از او به‌عنوان «مسیح» یاد شده است. پس از تاسیس دولت اسرائیل در قرن بیستم، ایران دومین کشور با اکثریت مسلمان بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت. در دوران پادشاهی محمدرضاشاه، روابط ایران و اسرائیل بسیار مطلوب بود. این میراث همچنان طنین‌انداز است و نوعی حسن‌نیت تاریخی را شکل داده که کماکان پابرجاست.

گسست شکل گرفته میان ایران و اسرائیل با انقلاب ۵۷ آغاز شد؛ زمانی که رژیم تازه‌تاسیس خود را در دشمنی با اسرائیل و غرب تعریف کرد. از آن زمان، شعارهایی چون «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» صرفا در حد نماد باقی نماندند و رژیم اسلامی سیاستی مستمر شامل سرکوب داخلی و تهاجم منطقه‌ای را در پیش گرفت.

این هر دو جنبه‌ی دکترین رژیم، یعنی سرکوب داخلی و تهاجم منطقه‌ای، با دیدگاه‌ اکثر ایرانیان در تضاد است. از این رو، جمهوری اسلامی خشونت را به درون ایران نیز معطوف کرد تا مردم ایران را سرکوب کرده و آزادی‌ها را محدود سازد. این امر شکافی عمیق و پایدار میان رژیم جمهوری اسلامی و ملت ایران ایجاد کرده است.

این شکاف در زمینه‌ی تهاجم منطقه‌ای نیز مشهود است. شهروندان ایرانی به‌طور علنی ایدئولوژیِ رژیم را پس زده‌اند. در ورزشگاه‌ها و اعتراضات سراسری، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نشان‌دهنده‌ی نارضایتی فزاینده از همسویی با رویکرد منطقه‌ای رژیم بوده است. در جوامع ایرانی خارج از کشور، از جمله در استرالیا، در گردهمایی‌ها، نمادهای اسرائیلی دیده می شود که بیانگر نوعی از همبستگی‌ است که روایت‌های غالب در رسانه‌های غربی را به چالش می‌کشد. به عنوان نمونه‌ای متاخر، تیم ملی فوتبال زنان ایران، با خودداری از خواندن سرود جمهوری اسلامی در استرالیا، نمونه‌ی روشن دیگری از مخالفت با رژیم و سیاست‌های آن عرضه کرد.

علاوه بر این، برخی لحظات نمادین نیز این روند را تقویت کرده‌اند. برای مثال، سفر سال ۲۰۲۳ شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل به‌طور گسترده به‌عنوان نشانه‌ای از شکل احتمالی روابط مطلوب دو کشور در آینده، پس از رژیم کنونی، تلقی شد.

روابط ایرانیان و یهودیان در استرالیا نمونه‌ای گویا از این همگرایی ارائه کرده است. در سال‌های اخیر، جوامع ایرانی و یهودی در مواجهه با تهدیدها و نگرانی‌های مشترک به یکدیگر بسیار نزدیک شده‌اند. عملیات‌های تروریستی منتسب به جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه مراکز یهودی در استرالیا، مانند حمله‌ی بوندای بیچ در سیدنی در سال ۲۰۲۵، احساس مشترکی از آسیب‌پذیر بودن را میان دو گروه تقویت کرده است. هم‌زمان، سرکوب‌های خشونت‌آمیز در داخل ایران، از جمله کشتار گسترده‌ی معترضان در ژانویه ۲۰۲۶ در سراسر ایران، همبستگی میان این دو جامعه را افزایش داده است؛ چرا که هر دو جامعه ماهیت رژیمی که با آن مواجه‌اند را عمیقا درک می‌کنند.

این همگرایی صرفا در حد ایده باقی نمانده است. این روند در قالب بیانیه‌های مشترک، فعالیت‌های هماهنگ و حضور قابل توجه در رویدادهای عمومی هر دو جامعه تجلی یافته است. ایرانیان استرالیا در تجمعات حامی اسرائیل شرکت کرده‌اند و یهودیان استرالیا در کنار ایرانیان معترض به خشونت‌های رژیم ایستاده‌اند. پرچم شیر و خورشید در کنار پرچم اسرائیل دیده می‌شود و بازتابی از شناسایی متقابل یک مبارزه‌ی مشترک است.

روشنفکران و کنشگران ایرانی در تبعید گفتگوهایی را با مقامات اسرائیلی آغاز کرده‌اند. سفارت اسرائیل در کانبرا از این تعاملات حمایت کرده و علاوه بر دیپلماسی رسمی، به تقویت ارتباطات فرهنگی و تاریخی میان جوامع کمک کرده است. شکل‌های اولیه‌ای از گفتگوهایی در سطح نخبگان نیز در حال شکل‌گیری است؛ از جمله رایزنی‌هایی میان مقامات اسرائیلی و چهره‌های ایرانی در تبعید پیرامون چارچوب‌های احتمالی همکاری در دوران پس از رژیم اسلامی.

در مجموع، این تحولات نشان‌دهنده‌ی یک تغییر گسترده‌تر است. روایت غالب در میان بسیاری از کنشگران ایرانی و اسرائیلی این است که مردم دو کشور در مقاطع مهم تاریخی در کنار یکدیگر بوده‌اند و اکنون نیز دگرباره چنین شده است.

در استرالیا، این همگرایی به‌ طور ویژه نمایان است. ایرانیان استرالیا، یهودیان استرالیا و نمایندگان دولت اسرائیل دیگر صرفا ناظران تنش‌های ژئوپلیتیک در دوردست نیستند. آن‌ها به‌طور فزاینده‌ای به بازیگرانی فعال در شکل‌دهی به چشم‌اندازی جایگزین تبدیل شده‌اند؛ چشم‌اندازی که در آن رابطه‌ی میان مردم ایران و اسرائیل نه بر پایه‌ی خصومت، بلکه بر اساس تاریخ مشترک، منافع همسو و امکان آینده‌ای متفاوت تعریف می‌شود. آنان خود را نه صرفا شاهدان تاریخ، بلکه بیش از پیش مشارکت‌کنندگان فعال در ساختن آن می‌دانند.

****

* مقاله زیر برگردان فارسی و صورت کامل یادداشتی است که به زبان انگلیسی در تاریخ ۱۰ می ۲۰۲۶ در روزنامه «دیلی تلگراف» استرالیا منتشر شده است.

بیشتر از درنگ روز

آرشیو ←