پرش به محتوا

سخنی با کنشگران ایرانگرا؛ اکنون چه باید کرد؟

بهمن ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)زمان مطالعه: ۹ دقیقهنسخه‌ی آرشیوی ↗
سخنی با کنشگران ایرانگرا؛ اکنون چه باید کرد؟

فریدون: دکتر ناصر کرمی از اقلیم‌شناسان ایرانی است. در پیشینه‌ی او مدیریت برنامه‌ریزی و تحقیقات سازمان ایرانگردی و جهانگردی و طراحی برنامه جامع توسعه اکوتوریسم ایران به چشم می‌خورد. ناصر کرمی همچنین سال‌ها سردبیر ماهنامه جهانگردان بوده است. او نویسنده‌ی راهیاب ایران نیز است که در انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شده است و پرفروش‌ترین کتاب در زمینه‌ی جاذبه‌های گردشگری ایران است. در این یادداشت در «فریدون» او دیدگاه خود پیرامون ملزومات تداوم انقلاب ملی پس از قتل‌عام گسترده‌ی ایرانیان در خیزش دی‌ ۱۴۰۴ را به بحث می‌گذارد.

به قول جوان‌ترها در جایی از کتاب تاریخ ایران ایستاده‌ایم که بعدها همیشه از آن سوال خواهد آمد. ما در گرماگرم یکی از مهمترین دوره‌های تاریخ چندهزارساله‌ی ایران ایستاده‌ایم. چه خواهد شد و ما چه باید بکنیم الان؟ ما رمّال نیستیم که پیشگویی کنیم. برای یک برآورد دقیق از وضعیت کنونی نیز اطلاعات و داده کافی در اختیار نداریم. نمی‌دانیم آمریکا در مذاکرات با جمهوری اسلامی چه خواهد کرد و حمله می‌کند یا نه و اگر قرار بر حمله باشد کی و چگونه خواهد بود. ما همچنین نمی‌دانیم مردم کی به خیابان برمی‌گردند و چگونه. آنچه که ما می‌دانیم عمدتا یک تصویر کلی از چشم‌انداز ایران است: جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت، فرو پاشیده اما به عنوان یک سیستم سرکوب و کنترل هنوز برقرار مانده است؛ و هر ماشینی بالاخره جایی از حرکت باز می‌ایستد. کجا و کی، نمی‌دانیم. چه کار می‌توانیم بکنیم در این وضعیت؟

به دسته‌ای از راه‌حل‌های اقلیمی برای مهار گرمایش جهانی اصطلاحا «اقدامات بدون پشیمانی» گفته می‌شود. از آن جهت که حتی اگر نقشی در کنترل تغییرات اقلیمی نداشته باشند اما فواید دیگرشان می‌ارزد که انجام شوند. مانند کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی در شهرهایی که با آلودگی هوا روبرو هستند. حتی اگر همه پیش‌فرض‌های علمی درباره گرمایش جهانی نادرست باشند اما می‌دانیم گذار به انرژی پاک دستکم اینکه ما را از مرگ به خاطر آلودگی هوا می‌رهاند.

خلاصه آنچه که لازم است الان انجام دهیم قابل نامگذاری است به عنوان «آموزش کنشگری امن و موثر در وضعیت انقلاب و اعتراضات فراگیر». کمابیش البته همه چیزهایی در این باره می‌دانیم. اما تجربه اعتراضات دی ۲۵۸۴ (۱۴۰۴) نشان داد کنشگری انقلابی در ایران به شدت نیازمند آموزش و مهارت‌افزایی است. ضمیمه‌ی این یادداشت بخشی از مقدمه گزارشی است در همین‌باره. در آنجا خطاها یا مشکلاتی را می‌بینیم که آموزش درباره آن شاید موجب می‌شد هزینه‌ها و آسیب‌ها کاهش یابد. به هر حال ما رودرروی یک هیولای تا دندان مسلح ایستاده‌ایم که عمده‌ی بودجه کشور را صرف تجهیز ماشین کشتار کرده و برای نابودی این ماشین فقط شجاعت و شور میهن‌دوستی کافی نیست. آن موارد اشاره شده در ضمیمه را مرور کنید.

اما، مهم‌تر از همه تشکل‌سازی و گسترش شبکه ارتباطی است. همان اقدامات بدون پشیمانی که به آن احتیاج داریم. چرا بدون پشیمانی؟ چون خوب و بد و نفع و ضررش منوط به نتیجه مذاکرات یا جنگ یا حتی به پیش و پس از براندازی نیست. ما نمی‌توانیم آزادی ایران را گره بزنیم به مولفه‌هایی که کنترل و بود و نبودشان در اختیار ما نیست؛ یعنی مذاکره و جنگ. آنچه که در اختیار ماست تداوم اعتراضات و پیشبرد «انقلاب شیروخورشید» است. البته که بعید است حتی حمله گسترده آمریکا هم به تنهایی برای براندازی جمهوری اسلامی کافی باشد. شاید شرط لازم باشد اما شرط کافی نیست. در هر حال تکلیف جمهوری اسلامی توسط مردم در خیابان‌های ایران تعیین خواهد شد؛ اگرچه مردم هم برای براندازی نیاز به جلب مداخله بشردوستانه کشورهای خارجی به خصوص آمریکا داشته باشند.

هر طور مذاکرات پیش برود یا حمله بشود یا نشود و روز قبل از براندازی باشد یا فردای آن، کنشگران میهن دوست لازم است که در قالب تشکل‌هایی موثر و فراگیر به هم متصل باشند. این همان کاری است که لازم است الان انجام دهیم. داخل و خارج و کوچک و بزرگ و پیر و جوان هم ندارد. همه می‌توانند مشارکت کنند. خلاصه اینکه با اطرافیان خود یک تیم تشکیل دهید و سعی کنید تیم شما با تیم‌های دیگر ارتباط امن و هم‌افزا پیدا کند. به این شکل خواهید توانست امن‌تر و موثرتر کنشگری کرده و البته اینکه در شرایط سخت از حمایت و همراهی شبکه‌ای از حامیان برخوردار باشید.

اما چرا به تداوم فعالیت کنشگران ایرانگرا حتی در فردای براندازی احتیاج داریم؟ این مقاله در وبسایت مجله فریدون را ببینید. خلاصه اینکه قبل از براندازی به تشکل‌های ایرانگرا احتیاج داریم برای تداوم اعتراضات و تسخیر خیابان و بعد از براندازی نیز برای مراقبت از میراث ملی ایران مقابل تبهکارانی که شاید در مرحله گذار و نبود یک دولت مستقر و متمرکز، فرصت را برای غارت میراث تاریخی و طبیعی ایران مناسب ببینند، چنانکه به ویژه در حد فاصل بهمن ۵۷ تا نیمه دهه ۶۰ شاهد آن بودیم. بیشترین غارت میراث ملی ایران در همین بازه زمانی رخ داد و کار حتی به تسخیر و تغییر کاربری پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده‌ی طبیعی نیز کشید. آن هم در حالی که از حکومت شاهنشاهی به نکبت جمهوری اسلامی جمعیتی حدود ۳۰ میلیون نفر و نسبتا سیر می‌آمدند و از این نکبت به ایران آزاد جمعیتی قریب به ۹۰ میلیون نفر می‎روند که طبیعتا شمار افراد نیازمند در آن‌ها کم نیست. فقط چند هزار تبهکار فرصت‌طلب می‌توانند چنان ضربه‌ای به میراث ملی ایران بزنند که جبران آن هرگز ممکن نباشد. چنانکه جبران ویرانی‌ها و غارت میراث ملی ایران در سالهای ۵۸ و ۵۹ هرگز میسر نشد. مجدانه درخواست می‌کنم آن مقاله در «فریدون» را بخوانید.

خلاصه اینکه، «یکی کار گویم تو را بیمناک/ مگر تخت یابی مگر تیره خاک». روزهای دشواری در پیش داریم. به قدر این دشواری آماده و آزموده و مهیا باشیم.

ضمیمه؛ عوامل آسیب‌پذیری معترضان در دی ۱۴۰۴

۱- کنشگری بدون الزامات حفاظتی کنشگری: این مهم‌ترین مسئله‌ای است که براساس مشاهدات باید بر آن تاکید کرد. بایستی بر امنیت هر چه بیشتر کنشگری‌های میهن‌پرستان تاکید کرد.

۲- حضور بدون اطلاع در اعتراضات: شواهد نشان‌ می‌دهد بسیاری از معترضان بدون اطلاع دادن به خانواده، آشنایان و افراد معتمد خود، در اعتراضات حضور پیدا کرده بودند. اطلاع به خانواده و افراد معتمد ضرورت دارد.

۳- عدم رعایت اصل حداقل‌‌سازی داده‌ها: به حمل اطلاعات حساس روی گوشی (لیست مخاطبان، عکس‌ها، پیام‌ها و فعال بودن برنامه‌های ارتباطی) بایستی بیش از همیشه حساس بود تا ریسک برای میهن‌پرستان، هر چه بیشتر کاهش یابد.

۴- عدم مضاعف‌‌سازی شیوه‌های اعتراضات: شکلی از خرابکاری‌ها می‌تواند به امنیت معترضان کمک کند؛ مانند تخریب دوربین‌های خیابانی. عدم مضاعف‌سازی شیوه‌های اعتراضات، می‌تواند شناسایی مسیرهای اعتراضی و میهن‌پرستان را برای مزدوران آسان‌تر سازد.

۵- عدم رعایت ضروریات پوشش: عدم رعایت ضروریات پوشش برای حضور در خیابان از جمله مواردی بود که بر اساس بسیاری از وید‌ئوها و تصاویر منتشرشده از اعتراضات، امکان شناسایی معترضان را فراهم می‌کرد.

۶- بازنشر سریع اعتراضات: از انتشار سریع عکس و ویدیوهای تجمعات خیابانی همراه با تصویر و صدای شرکت‌کنندگان در اعتراضات بایستی پرهیز کرد.

۷- همراه نداشتن تجهیزات ضروری و کافی: بسیاری از معترضان حتی یک بطری کوچک آب همراه نداشتند. به همراه‌داشتن تجهیزات کافی و قابل حمل برای حفظ امنیت معترضان یک ضرورت است.

۸- شناسایی مکان‌های تجمع: از تجمع در خیابان‌هایی که ریسک سرکوب و بازداشت را افزایش می‌دهند بایستی پرهیز کرد. گرچه کشتار دی‌ماه به علت وسعت خود عملا بسیاری از مکان‌ها را تبدیل به میدان جنگ علیه میهن‌پرستان کرده بود ولی تا حد امکان بایستی این ملاحظه را در نظر داشت.

۹- گستردگی آسیب‌پذیری نسبت به گاز اشک‌آور: شناخت نحوه واکنش در زمانی که نیروها از گاز اشک‌آور استفاده می‌کنند می‌تواند احتمال آسیب را به مراتب کاهش دهد. گرچه اخیرا گزارش‌های معتبری از استفاده رژیم از مواد شیمیایی غیرمتعارف آمده بود که در آن زمینه نیز این مقاله در «فریدون» می‌تواند کمک‌کننده باشد.

۱۰- کم‌توجهی به ردپاهای محیطی: بی‌توجهی و کم‌توجهی به دوربین‌های شهری، ساختمان‌های خصوصی و امکان ثبت ردپاهای معترضان. میهن‌پرستان در این زمینه نیز تا حد امکان بایستی این ملاحظه را در نظر داشته باشند و همانگونه که در بالا آمد بایستی اساسا تخریب دوربین‌های شهری را به عنوان شکلی از خرابکاری سودمند در نظر داشت.

۱۱- تکیه‌ی بیش از حد به شبکه‌های اجتماعی: تکیه‌ی بیش از حد به شبکه‌های اجتماعی در حوزه خبررسانی عملا موجب غافلگیری در برابر قطع / اختلال اینترنت و در نتیجه موجب ناتوانی در اطلاع‌رسانی و بی‌اطلاعی از وضعیت مردم شد. اهل فن بایستی مقابل این دسیسه‌ی اهریمنی رژیم اسلامی، راه‌های جایگزین را در نظر داشته باشند.

۱۲- ریسک‌پذیری ناهمگون: برخی از میهن‌پرستان که به حسب کم‌سن‌وسالی خود، تجربه‌ی چندانی از موقعیت‌های اعتراضی نداشتند، بدون برنامه خروج از پیش‌تعیین‌شده وارد موقعیت‌های پرخطر شدند. این ملاحظه همیشه بایستی مدّ نظر باشد تا امنیت بچه‌های میهن‌پرست آسان از دست نرود.

۱۳- نبود آشنایی با کنترل شرایط در زمان بازداشت: آشنایی با شیوه‌های کنترل شرایط در راستای کاهش ریسک در زمان بازداشت و بازجویی، از دیگر ملاحظاتی است که مقابل مزدوران می‌تواند مورد توجه میهن‌پرستان باشد.

۱۴- عدم شناخت کمک‌های اولیه و تریاژ: عدم شناخت کمک‌های اولیه ساده منجر به افزایش آسیب‌هایی می‌شود که اگرچه قابل پیشگیری هستند ولی به علت این ناآشنایی منجر به افزایش و تعمیق آسیب‌ها می‌شود.

۱۵- فرسودگی و فروپاشی روانی پس از موج اول: نبود حمایت روانی اولیه و شبکه‌های حمایت، توان تداوم و ایمنی را کاهش می‌دهد.

۱۶- مدیریت استرس: تصمیم‌های نادرست و پرریسک در مواجهه با شرایط ویژه سرکوب به دلیل عدم مدیریت استرس از دیگر مسائلی است که بایستی عمیقا مدنظر باشد؛ به ویژه از سوی افرادی که تجربه‌ی بیشتری دارند. اساسا وجود حمایت‌های روانی و شبکه‌های حمایتی، امنیت را افزایش می‌دهد و مقابل تصمیم‌های پرخطر می‌ایستد.

۱۷- عدم آمادگی ذهنی خانواده‌ها: عدم آمادگی ذهنی خانواده و آشنایان از حضور فرد در اعتراضات، می‌تواند فشار بازداشت یا زخمی‌ شدن را افزایش می‌دهد. تا جای امکان لازم است دستکم افرادی از خانواده از حضور فرد در موقعیت اعتراضی آگاه باشند.

۱۸- سکوت زیان‌بار: یک اصل در اطلاع‌رسانی وجود دارد. هیچ وعده‌ای از سوی نیروهای مزدور رژیم مبنی بر آزادی در قبال سکوت و عدم اطلاع‌رسانی از بازداشت را نبایستی پذیرفت. هرگز به این وعده‌ها نبایستی اعتماد کرد زیرا اطلاع‌رسانی رسانه‌ای، حفاظت امنیتی شما را در زمان بازداشت افزایش می‌دهد.

بیشتر از مسیر پیروزی

آرشیو ←