پرش به محتوا

اما این دوگل بود که رهبر واقعی فرانسه بود

دی ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴)زمان مطالعه: ۳ دقیقهنسخه‌ی آرشیوی ↗
اما این دوگل بود که رهبر واقعی فرانسه بود

فریدون: علی دادپی مدرس و مشاور در رشته اقتصاد و تحلیلگر بازارها و اقتصاد ایران است. او دانش‌آموخته‌ی مقطع دکترای اقتصاد از دانشگاه ویسکانسین-میلواکی در آمریکا است. دادپی دوره کارشناسی مهندسی را در ایران در دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) گذرانده است. تاریخ و تحلیل روند رویدادها، حوزه مورد علاقه‌ی علی دادپی است.

پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ روز بزرگی در تاریخ ایران بود؛ روزی باشکوه که برای ما می‌ماند و الهام‌بخش خواهد بود. مردم ایران به خیابان آمدند و آن‌ها که در میدان بودند، یک‌صدا نام شاهزاده رضا پهلوی و «جاوید شاه» را فریاد زدند.

در همان روز سخنان پرزیدنت ترامپ را داشتیم که برای برخی به‌معنای عدم حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و عدم حمایت از بازگشت او تعبیر شد. من این سخنان را با دقت گوش دادم و چنین برداشتی ندارم. او صراحتا گفت: «برای من به‌عنوان رئیس‌جمهور مناسب نیست که در این مقطع با او ملاقات کنم. افراد دیگری هم هستند و باید دید چه پیش می‌آید.»

برای یک رئیس‌جمهور، ملاقات با رهبر یک اپوزیسیون به‌معنای به‌رسمیت شناختن رسمی اوست. بدون آنکه بخواهم لزوما شاهزاده رضا پهلوی را با ژنرال «شارل دوگل» مقایسه کنم، یادآوری می‌کنم که در جنگ جهانی دوم، «فرانکلین روزولت» نیز سیاستی مشابه در قبال دوگل - رهبر «فرانسه آزاد» و نهضت مقاومت فرانسه - در پیش گرفت.

اول: ایالات متحده برای مدتی به تماس و مذاکره با مقامات دولت ویشی ادامه داد. سفیر آمریکا در فرانسه، دریاسالار «ویلیام لیهی»، ملاقات‌های منظمی با مارشال «فیلیپ پتن» داشت و تا دو سال پس از اشغال فرانسه در ویشی باقی ماند.

دوم: مقامات جمهوری سوم فرانسه و حتی برخی روشنفکران فرانسویِ در آمریکا، دوگل را صرفا یک نظامی می‌دانستند که آخرین پست و مقام او معاونت وزارت دفاع بود و در سیاست وزنه‌ای به حساب نمی‌آمد و جایگاهی جدی نداشت. آن‌ها پیوسته نام‌های دیگری را برای رهبری فرانسه پس از جنگ مطرح می‌کردند و در پی جلب حمایت آمریکا برای آن‌ها بودند.

سوم: روزولت از استقلال عمل دوگل خوشش نمی‌آمد. به‌نظرش، ژنرال که نه کشور داشت و نه ارتش، بیش از حد مدعی بود. اما دوگل خود را مدافع منافع فرانسه می‌دانست و حاضر نبود بر سر منافع ملی معامله کند.

نتیجه این شد که تا زمان پیاده‌شدن متفقین در فرانسه، دوگل هرگز به‌عنوان رهبر دولت موقت به آمریکا دعوت نشد. پس از عملیات نرماندی بود که او برای گفت‌وگو پیرامون آینده فرانسه به واشنگتن دعوت شد. حتی زمانی که شارل دوگل در اوت ۱۹۴۴، در پیِ ورود لشکر دوم زرهی فرانسه به پاریس قدم به این شهر گذاشت، هنوز گروه‌های کمونیست و برخی جناح‌ها در اندیشه‌ی تصاحب قدرت بودند و حتی در درون دولت آمریکا نیز کسانی به‌دنبال یافتن راه‌حلی برای ادامه‌ی مذاکره با حکومت ویشی می‌گشتند؛ اما این دوگل بود که رهبر واقعی فرانسه بود.

آنچه امروز پرزیدنت ترامپ یا هر سیاستمدار دیگری در قبال ایران، انقلاب ملی ایران و رهبر انقلاب ملی شاهزاده رضا پهلوی می‌گویند، تعیین‌کننده نیست. بلکه این ملت ایران هستند که توان تعیین‌کنندگی دارند. قدرت شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان یک رهبر ملی و سیاسی، از ملت ایران نشأت می‌گیرد و نه از هیچ جای دیگر. به همین دلیل من نگران سخنان آقای ترامپ نیستم. طبیعی است که عده‌ای برای گروه‌های دیگر لابی کنند و زرنگ‌ها بخواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اما ملت ایران راه خود را انتخاب کرده‌اند.

بیشتر از درنگ روز

آرشیو ←