پرش به محتوا

اروپا در بزنگاهِ تصمیم درباره ایران: تداوم وضع موجود یا نقش‌آفرینی در تغییر

فروردین ۲۵۸۵ (۱۴۰۵)زمان مطالعه: ۶ دقیقهنسخه‌ی آرشیوی ↗
اروپا در بزنگاهِ تصمیم درباره ایران: تداوم وضع موجود یا نقش‌آفرینی در تغییر

فریدون: در این یادداشت، «نوید محبی»، دارای مدرک کارشناسی ارشد مطالعات امنیتی از دانشگاه ماساچوست در ایالات متحده و «سعید قاسمی‌نژاد»، دکترای اقتصاد مالی از دانشگاه شهر نیویورک و مدیر «پروژه شکوفایی ایران»، به ترسیم یک سیاست مطلوب برای اروپا در قبال رژیم جمهوری اسلامی می‌پردازند. به باور آنان اروپا باید از «صرف مدیریت وضع موجود» عبور کند و در راستای منافع مشترک با یک ایران آزاد، به مقابله فعال با جمهوری اسلامی و همراهی با ملت ایران بپردازد.

ایران وارد مقطعی کم‌سابقه و تعیین‌کننده شده است. با تضعیف ساختار نظامی و راس قدرت جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنه‌ای، شرایطی شکل گرفته که تا همین اواخر دور از ذهن به نظر می‌رسید. نظامی که سال‌ها با اتکا به سرکوب از بالا و علی‌رغم فرسایش تدریجی مشروعیت از پایین دوام آورده بود، اکنون در هسته سخت خود دچار فروپاشی شده است. همزمان با ادامه فشارهای نظامی و عمیق‌تر شدن شکاف‌های درونی، چشم‌انداز حضور مردم در خیابان‌ها برای بازپس‌گیری کشورشان بیش از هر زمان دیگری واقعی به نظر می‌رسد.

برای اروپا، این وضعیت چیزی فراتر از یک بحران قابل مدیریت با بیانیه و تعلل است؛ لحظه‌ای سرنوشت‌ساز است که نشان خواهد داد آیا می‌خواهد در شکل‌دهی به آینده ایران نقش داشته باشد یا بار دیگر تنها نظاره‌گر و واکنش‌گر باقی خواهد ماند.

جمهوری اسلامی امروز در ضعیف‌ترین موقعیت خود از زمان تاسیس قرار گرفته است. در داخل، پایگاه مشروعیتش فرو ریخته؛ در اقتصاد، کارآمدی خود را از دست داده؛ و از لحاظ ساختاری، هیچ نشانه‌ای از اصلاح‌پذیری ندارد. از دی‌ماه ۱۳۹۶ تاکنون، چهار موج گسترده اعتراضات شکل گرفته که هر بار فراگیرتر، رادیکال‌تر و صریح‌تر در نفی کلیت رژیم بوده‌اند.

این اعتراضات صرفا واکنش‌هایی گذرا به دشواری‌های اقتصادی نبودند، بلکه بازتاب یک نارضایتی انباشته و عمیق از یک نظم سیاسی بودند که با واقعیت‌های جامعه ایران همخوانی ندارد. این روند عملا جایی برای تردید در این نکته باقی نمی‌گذارد: اصلاح از درون نه ممکن است و نه چشم‌اندازی برای آن وجود دارد. امید دیرینه اروپا به یافتن چهره‌های «میانه‌رو» در درون ساختار قدرت، اکنون به واسطه‌ی واقعیت‌های موجود رنگ باخته است.

هزینه بی‌عملی برای اروپا

پیامدهای این وضعیت مستقیما متوجه اروپا نیز خواهد بود. نظامی که توان تثبیت خود در داخل را از دست داده، بی‌ثباتی را به بیرون منتقل می‌کند. در صورت ادامه شرایط فعلی، اروپا با موجی تازه از مهاجرت ایرانیان روبه‌رو خواهد شد؛ موجی که نه از جنگ، بلکه از فروپاشی اقتصادی و فشار سیاسی سرچشمه می‌گیرد. ساختارهای مهاجرتی اروپا که همین حالا هم زیر فشار هستند، ناگزیر هزینه این بی‌عملی را خواهند پرداخت. از این منظر، همسویی با مطالبات مردم ایران نه صرفا یک موضع اخلاقی، بلکه تصمیمی در راستای مدیریت پیشگیرانه است.

در حوزه اقتصادی نیز دیگر دلیلی برای تداوم احتیاط باقی نمانده است. سطح مبادلات اروپا با ایران به حدی کاهش یافته که نه مزیت راهبردی دارد و نه قابل اتکاست؛ بماند که شرکت‌های اروپایی را در معرض ریسک‌های حقوقی و اعتباری قرار می‌دهد. با تشدید تحریم‌ها و بازگشت خودکار آن‌ها، این تصور که اروپا از طریق مماشات می‌تواند منافع اقتصادی معنادار خود را حفظ کند، عملا بی‌اعتبار شده است. خود جمهوری اسلامی نیز، با توجه به تجربه توافق هسته‌ای، تمایلی به اتکا به اروپا ندارد. در نتیجه، دوگانه میان ارزش‌ها و منافع اقتصادی برای اروپا عملا از میان رفته است.

در مقابل، ایرانِ پس از جمهوری اسلامی می‌تواند نقشی مهم در تامین انرژی اروپا ایفا کند. این کشور دارای یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان است که سال‌ها به دلیل انزوا و سیاست‌های ایدئولوژیک بلااستفاده مانده است. در صورت تغییر شرایط، ایران می‌تواند به یکی از تامین‌کنندگان قابل اتکای انرژی برای اروپا تبدیل شود؛ آن هم در زمانی که اروپا به دنبال کاهش وابستگی به روسیه است. از این رو، حمایت از گذار در ایران با منافع بلندمدت اقتصادی اروپا همسو است.

یک تهدید امنیتی رو به گسترش

از منظر امنیتی نیز تصویر کاملا روشن است: جمهوری اسلامی دیگر صرفا یک مسئله دوردست نیست، بلکه تهدیدی عینی در خاک اروپا به‌شمار می‌آید. نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بارها در اروپا دست به اقداماتی چون رصد، ارعاب و حتی طراحی عملیات ترور زده‌اند؛ اقداماتی که عمدتا با تکیه بر شبکه‌های پوششی و افراد واسطه انجام شده است. این روند به‌طور مستقیم حاکمیت کشورهای اروپایی را خدشه‌دار می‌کند. در مقابل، دولتی در ایران که برآمده از اراده مردم باشد، می‌تواند این شبکه‌ها را برچیند و به این روند پایان دهد.

نقش ایران در حمایت از جنگ روسیه علیه اوکراین نیز اهمیت موضوع را دوچندان کرده است. ارسال پهپاد و فناوری‌های مرتبط با موشک از سوی تهران، به تداوم جنگی کمک کرده که امنیت و ثبات اروپا را تهدید می‌کند. تا زمانی که این نظام پابرجاست، این هم‌راستایی با مسکو ادامه خواهد داشت.

اروپا همچنین ناگزیر است با بُعد اخلاقی این مسئله نیز روبه‌رو شود. جمهوری اسلامی یکی از گسترده‌ترین سرکوب‌های معترضان در تاریخ معاصر را در اوایل سال میلادی کنونی رقم زده است؛ هزاران نفر کشته، زندانی یا شکنجه شده‌اند. در پرتو تجربه‌های بوسنی و کوزوو، اروپا بار دیگر در برابر این پرسش قرار دارد که آیا در زمان وقوع سرکوب گسترده اقدام خواهد کرد یا بعدها تنها به توجیه انفعال خود بسنده خواهد کرد.

در سطح منطقه‌ای نیز، سیاست‌های نیابتی جمهوری اسلامی همچنان به بی‌ثباتی دامن می‌زند، مسیرهای تجاری را مختل می‌کند و هزینه‌های اقتصادی را افزایش می‌دهد. ثبات و رشد اقتصادی در منطقه با چنین رویکردی سازگار نیست.

یک لحظه تعیین‌کننده که نباید از دست برود

چشم‌انداز درگیری نظامی کنونی، معادلات را تغییر داده است. ایالات متحده و اسرائیل به‌طور مستقیم در حال مقابله با جمهوری اسلامی هستند و اروپا نیز، چه بخواهد و چه نه، بخشی از این معادله خواهد بود. تجربه‌های اخیر نشان داده که توانمندی‌های دفاعی اروپا نیز در این چارچوب به کار گرفته شده‌اند و در آینده نیز چنین خواهد بود.

در چنین شرایطی، اروپا باید از صرف مدیریت وضعیت موجود عبور کند و خود را برای مرحله بعد آماده سازد. این به معنای تعامل جدی با بدیلی است که خود ایرانیان آن را برجسته کرده‌اند. در سال‌های اخیر، نام شاهزاده رضا پهلوی بارها در میان معترضان مطرح شده است؛ چهره‌ای که با ارائه «پروژه شکوفایی ایران»، چشم‌اندازی مشخص برای آینده‌ای دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر همکاری بین‌المللی ترسیم کرده است. تعامل با چنین گزینه‌ای نه از سر هم‌سویی ایدئولوژیک، بلکه بر پایه واقع‌بینی راهبردی است.

در نهایت، مسیر منافع بلندمدت امنیتی و اقتصادی اروپا روشن است: آمادگی برای تغییر در ایران. تعلل شاید در کوتاه‌مدت کم‌هزینه به نظر برسد، اما در بلندمدت هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر به همراه خواهد داشت.

****

* این متن، برگردان فارسی یادداشتی است که نویسندگان پیش از این به زبان انگلیسی در Visegrad24 منتشر کرده بودند:

https://www.visegrad24.com/articles/europe-s-iran-moment#google_vignette

بیشتر از درنگ روز

آرشیو ←